
بلورین ساغر دل ... مسافر است باکوله باریبه رنگ دل لبریز از خاطرات تلخ و شیرین ... سهسال خاطراتی که با یادآوری اش گاه لبخند بر لب... گاه اشک بر چشمانش می نشیند خاطراتی که رفته رفته ،کم رنگ و کم رنگ تر ... تا جایی که شاید ... شاید برای همیشه فراموش گردد " شیرین ناز " اگه یه روز بری سفر، بری ز پیشم بی خبر اگه فراموشم کنی، ترک آغوشم کنی... دلم برات خیلی تنگ میشه ...
ادامه مطلب