
لیلی گفت: موهایم مشکی ست، مثل شب، حلقه حلقه و مواج، دلت توی حلقه های موی من است نمی خواهی دلت را آزاد کنی؟ نمی خواهی موج گیسوی لیلی را ببینی؟ مجنون دست کشید به شاخه های آشفته بید و گفت : نه نمی خواهم، گیسوی مواج لیلی را نمی خواهم دلم را هم لیلی گفت: چشمهایم جام شیشه ای عسل است، شیرین، نمی خواهی عکست را توی جام عسل ببینی؟ نمی خواهی شیرینی لیلی را؟ مجنون چشمهایش را بست و گفت : هزار...
ادامه مطلب