با نگرانیبوسیدمشطعم شیرین لب هایش چون خونی گرم در رگ هایم جاریبر جانم نشستاما ....نفهمیدم چرا ...چرا به وقت تماس لب هایماناشک هایم جاریقلبم در حال ایستادن بود نکند ... این آخرینبوسه بود "شیرین ناز" ...