
هوای مُردن بیخ گوش من است همان جایی که روزی رد نفسهای تو بود چــه قانــون ناعــادلانــه ای ! بــرای شــروع یــک رابطــه هــر دو طــرف بایــد بخواهنــد امــا ...
ادامه مطلب
گریه کردی ... گریه کردم ای فدای قطره قطره اشک هایت من برای گریه هایت،گریه کردم ... قطره قطره اشک هایم را برای دردهایت هدیه کردم ای عزیزِ مهربانم اشک هایت را برایِ،لمس چشمانِ قشنگت دوست دارم،می ستایم " شیرین ناز " ...
ادامه مطلب
جایِ پاهاتو توی کوچه پس کوچه های قلبم جا گذاشته بودی ... قابشون کردم و به یادگار روی طاقچه ی اتاق کوچک دلم گذاشتم اتاقی که تو براش پنجره ای ساخته بودی رو به ماه ...برای لمس لطافت مهتاب ... وقتی دلم برات تنگ میشه ، بهش نگاه می کنم ... آآآخ ... نترس عزیز ... نکنه نگران بشی چیزی نیست ... یه کمی درد دارم ... بقدری پاهاتو محکم گذاشته بودی روی دلم کهبا هر نفسی که می کشم دردم میاد ... نفسم بند میاد " شیرین ...
ادامه مطلب
حتی اگر نباشی خاطراتت همیشه با من است بر دست و تن و مو هایم ....و یادت ، در قلبم " شیرین ناز " ...
ادامه مطلب