بیخ گوش من است
همان جایی که روزی
رد نفسهای تو بود

چــه قانــون ناعــادلانــه ای !
بــرای شــروع یــک رابطــه
هــر دو طــرف بایــد بخواهنــد
امــا
بــرای تمــام شدنــش
همیــن کــه یــک نفــر بخواهــد کافی ســت

مسافر بی بدرقه من
اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ،
باز به غیرت چشمانم که آبی پشت سرت ریختند

ارزش دل قد یک مورچه است !!!
هر دو خواسته یا ناخواسته زیر پا له میشوند

آدم ها می آیند
خودشان را نشان می دهند
وقتی که برایت مهم نیست
اصرار می کنند!
اصرار برای اثبات وجودشان،
برای اثبات بودنشان
و ماندنشان !
اصرار می کنند که تو نیز باشی همراهشان
همان آدم ها،
وقتی که پذیرفتی بودنشان را ،
ماندنشان را
وقتی که باورشان کردی
می روند !
به بهانههای پوچ !
به بیبهانگی !
به سادگی !
می روند
می روند
و تو می مانی با باوری که ... !

حال من در واژه ها هم نمی گنجد ....
کلمات قاصرند ، در بیان احساس من
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۲۴ساعت توسط شیرین ناز|